سید علی خامنهای، شرط مرجعیت را که یکی از شرطهای لازم رهبری در قانون اساسی بود نداشت، از این رو مجلس خبرگان وی را به عنوان رهبر موقت جمهوری اسلامی ایران تا زمان برگزاری همهپرسی قانون اساسی جدید انتخاب شد، در آن تاریخ قانون اساسی به دستور سید روحالله خمینی در دست بازنگری بود.[۱] البته سمت «رهبر موقت» در قانون اساسی وقت ذکر نشدهبود و موقت بودن این انتخاب نیز به اطلاع عموم نرسید.[۲][۳] از ۸۰ عضو مجلس خبرگان، ۷۴ نفر در جلسه حاضر بودند که از این تعداد، ۶۸ نفر به سید علی خامنهای رای دادند.[۴]
چند روز پس از همهپرسی بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (۶ مرداد ۱۳۶۸) و رسمیت یافتن قانون جدید و حذف «مرجعیت» از شروط رهبری، خبرگان مجدداً تشکیل جلسه میدهند و در رایگیری مجدد، رهبری سید علی خامنهای با ۶۰ رأی از ۶۴ عضو حاضر، به تصویب میرسد.[۵][۶]
بنابر روایت محیالدین حائری شیرازی، نخست قرار بود رهبری شورایی شود ولی این موضوع مورد اجماع واقع نشد و نهایتاً رهبری به صورت فردی به اجماع اعضاء رسید.[۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵] مجلس خبرگان رهبری بر اساس اصل ۱۰۷ قانون اساسی وظیفه تعیین رهبر را بر عهده دارد.[۱۶] رهبر کنونی ایران علیرغم عدم تمایل و به نقل امامی کاشانی در حالیکه خود به انتخاب احمد آذری قمی به عنوان رهبر نظر داشت،[۱۷] سید علی خامنهای به وسیله اکثریت بالای آراء اعضاء مجلس خبرگان به این سمت منصوب شد.[۱۸]
نخست برای رهبری شورایی رایگیری شد که ۲۰ نفر موافقت کردند و ۴۵ نفر مخالفت نمودند. البته اینجا مخالفان قیام کردند و رایهای ممتنع همراه موافق شمرده شد.
برای انتخاب رهبر حداقل دوسوم رای نیاز داشت.
سپس به پیشنهاد سیزده نفر از اعضای جامعهٔ مدرسین برای رهبری سید محمدرضا گلپایگانی از مراجع وقت رایگیری شد که تنها ۱۳ رای از سوی همان افراد آورد.
در نهایت سید علی خامنهای رئیسجمهور وقت پیشنهاد شد که ۶۸ نفر از ۷۴ نمایندهٔ حاضر قیام کردند و به وی رای دادند.[۱۹][۲۰] البته به نقل از خاطرات هاشمی در جای دیگر برای خامنهای ۶۰ رای آمدهاست.[۲۱] آرای مخالف و ممتنع به ۶ نفر رسید که یکی از آنان خود سید علی خامنهای بود.
در جای دیگر از خاطرات هاشمی آمدهاست که حاضران ۸۰ نفر بودهاند. در نقلی از وی آمدهاست که انتخاب نخست به دلیل توصیهٔ خمینی بودهاست و پس از بازنگری در قانون اساسی دوباره انتخابات اصلی برگزار شد که عدهٔ بیشتری از بار نخست که ۶۸ نفر بود به خامنهای رای دادند. (طبق قانون اساسی ۱۳۵۸ رهبر میبایست مرجع تقلید باشد در حالی که خامنهای مرجع تقلید نبود).[۲۲]
بنا بر نقل اکبر هاشمی رفسنجانی نخست موضوع رهبری فردی و رهبری شورایی مطرح بود که خود هاشمی و رهبر کنونی ایران طرفدار شورایی بودن رهبری بودند ولی در نهایت بنا بر رای اکثریت اعضای مجلس خبرگان، رهبری فردی تصویب گردید.[۲۳][۲۴]
انتخاب سید علی خامنهای برای رهبری بحثبرانگیز بودهاست. وی یکی از شرطهای به دست گرفتن امر رهبری یعنیمرجعیت را نداشت. بر اساس اصل صدونهم قانون اساسی ۱۳۵۸ شرایط و صفات رهبر یا اعضای شورای رهبری عبارت بود از: «صلاحیت علمی و تقوایی لازم برای افتا و مرجعیت، بینش سیاسی و اجتماعی و شجاعت و قدرت و مدیریت کافی برای رهبری». ولی او عنوان مرجعیت را نداشت. اما سید روحالله خمینی پیش از درگذشتش خود خواستار اصلاح قانون اساسی بود و خود شورایی برای بازنگری در قانون اساسی تشکیل داده بود. وی در ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸ در نامهای به علی مشکینی، رئیس شورای بازنگری قانون اساسی، نوشته بود که:
معتقدم برای رهبری شرط مرجعیت لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور، کفایت میکند[۲۵][۲۶]
در سال ۸۳ قاسم شعلهسعدی نمایندهٔ مجلسهای سوم و چهارم در نامهای به سید علی خامنهای، وی را حجتالاسلامخطاب کرد و گفت در زمان انتصاب به عنوان رهبر، فاقد شرایط تعیینشده برای رهبری در قانون اساسی بودهاست.[۲۷]نامبرده چند سال پیش از آن با بکار بردن لقب آیت الله برای سید علی خامنه ای، بر تبعیت از رهبری وی تأکید کرده و مدعی شده بود رساله دکترای خود را در دفاع از ولایت نوشتهاست.[۲۸]
مرجعیت سید علی خامنهای در سال ۱۳۷۳ و پس از فوت محمدعلی اراکی اعلام شد. در آن هنگام جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در بیانیهای هفت نفر را به عنوان مراجع جایزالتقلید اعلام کرد که یکی از آنها خامنهای بود.
در ۵ آبان ۱۳۷۶ احمد آذری قمی از اعضای مهم جامعه مدرسین که تا آن هنگام از حامیان جدی خامنهای بود، در نامهای به سید محمد خاتمی رئیسجمهور وقت به انتقادات بیسابقهای از حکومت و رهبری پرداخته و در مورد بیانیه جامعه مدرسین در تأیید مرجعیت خامنهای نوشت:
جامعهٔ مدرّسین که معظّمٌ له را به عنوان یکی از مراجع سبعه معرّفی کردند نیز خلاف ضوابط شرعی و قانونی خود عمل کردند، زیرا بارأی تلفنی و در جوّی ناسالم ایشان را معرفی کردند که برخی از تلفن شوندهها بعداً تکذیب کردند؛ شرط مرجعیّت دو چیز است که هیچیک برای معظّمٌ له موجود نیست، اولی اَعلمیّت است که در مورد ایشان جز آقای یزدی کسی ایشان را اَعلم ویا حتّی مساوی بقیهٔ مراجع هم نمیداند و این اعلام نظر آقای یزدی در نماز جمعه مبنی بر اَعلمیّت مقام رهبری مسلّماً برخلاف سنّت هزار ساله در حوزههای علمی شیعه بودهاست. شرط دوّم، فرصت استنباط مسائل شرعی است.[۲۹]
۱۸ روز بعد حسینعلی منتظری نیز در یک سخنرانی عدم کفایت علمی و دینی و نامشروع بودن این انتخاب را مطرح کرد.[۳۰] وی دربارهٔ مرجعیت خامنهای گفت اینکه آمدند در شب بعد از فوت اراکی، عدهای بچه راه انداختند در خیابان جلوی جامعه مدرسین، مثل همین الان که راه میاندازند؛ بعد هم سه چهار نفر از تهران آمدند و اصلاً (کسانی که ایشان را میگفتند) هفت هشت نفر بیشتر نبودند و به زور هفت نفر را به عنوان مرجع گفتند که ایشان را هم جزو کنند، در صورتی که ایشان در حد فتوا و مرجعیت نیست. بنابراین مرجعیت شیعه را مبتذل کردند، بچگانه کردند، با یک عده بچه اطلاعاتی که راه انداختند! اینها مصیبتهایی است که ما در این کشور میبینیم.[۳۱]
پس از این انتخاب، علماء و شخصیتهای سیاسی متعددی برای وی پیام تبریک دادند که از این افراد میتوان به عنوان نمونه مراجع تقلید فاضل لنکرانی، محمدعلی اراکی، سید محمدرضا گلپایگانی و یوسف صانعی و روحانیونی نظیر علی مشکینی و سید رضا بهاءالدینی را نام برد.[۳۲][۳۳]
انتخاب شایسته و بسیار خداپسندانه حضرتعالی، باعث شادی تمام دوستداران اسلام و انقلاب اسلامی در جهان گردید. حضرتعالی از چهرههای درخشان انقلاب اسلامی بوده و همیشه مورد تأیید و تکریم امام عزیزمان بودهاید.[۳۴][۳۵]
این الهامی بود از الهامات الهی و هدایتی بود از هدایت معنوی روح حضرت امام رضوان الله علیه که هنوز این ملت را رها نکرده و این رحمتی بود از طرف خداوند که در کوران این مصیبت جانکاه، با تعیین آیتالله خامنهای که از یاران صدیق امام و از یاران خوشنام و خوش سابقه بوده و مجتهد و عادل است، به عنوان رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران، آرامشی توأم با اعتماد و اطمینان بر کشور و امت فداکار حاکم گردید.[۳۴][۳۵]
امام گفتند من هر چه فکر میکنم آقا سید علی آقا برای رهبری خوبه. این مطلب را حاج احمد آقا همون اول ورود روز همان اول به ما اعلام کرد که امام اینطور گفت، مقام معظم رهبری گفته بود اگر امام به من بگوید بروم عقیدتی سیاسی ژاندارمری یکی از روستاهای سیستان و بلوچستان تردید نمیکنم، این شعار نبود، ساختمان یک رهبری را با همه سنگینیاش روی این شناژ محکم گذاشت و رفت.
... از خداوند قادر متعال مسئلت مینمایم جنابعالی را که فردی لایق و متعهد و دلسوز و در دوران مبارزات و انقلاب تجربهها آموخته و همواره مورد حمایت رهبر بزرگ انقلاب بودهاید در انجام مسئولیت خطیر رهبری که مجلس خبرگان به جنابعالی محول نمودهاست یاری نماید تا إن شاء الله موفق شوید به کشور و به ملت مسلمان ایران که در راه تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب این همه گذشت و فداکاری از خود نشان داده و با همه وجود در صحنه انقلاب باقی است خدمات شایسته و سازندهای انجام دهید.
«اجتهاد آیت الله خامنهای مدظله العالی ثبوتاً و اثباتاً نیاز به نظر دادن نداشته و ندارد و نه تنها مجتهد مسلم میباشد بلکه فقیه جامع الشرائط واجب الاتباع است. امید آنکه سایه اش بر سر مسلمین مستدام.»[۳۸]
ما را در سایت ترور میکونوس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 260