تماسهای میان آمریکا و روحالله خمینی

خرید بک لینک

بر اساس گزارشهای متعدد، پیش از انقلاب اسلامی دولت جیمی کارتر با آیتالله خمینی از طریق نزدیکانش به مدت دو هفته در ارتباط بودهاست.[۱][۲] افرادی که در این ملاقاتها حضور داشتهاند، تأیید کردهاند که خمینی و کارتر از طریق واسطه با یکدیگر تماس برقرار کردهاند. گرچه این گزارشها در برخی جزئیات با یکدیگر متفقالقول نیستند، اما روی دادن این ملاقاتها توسط منابع مختلف از هر دو طرف، تأیید شدهاست.

انتشار گزارشی جنجالی توسط بیبیسی در سال ۲۰۱۶ بار دیگر این اتفاق را بر سر زبانها انداخت.[۳][۴] در این گزارش که بر اساس اسناد رسمی دولت آمریکا منتشر شدهاست، ذکر گردیده که خمینی پس از مذاکرات با آمریکا به این اطمینان رسید که آنان بازگشتش به ایران را به خطر نخواهند انداخت. در سمت مقابل، جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، و همکارانش نیز به زمینهسازی برای بازگشت خمینی به ایران کمک کرده و از اینکه ارتش شاهنشاهیدست به یک کودتای نظامی نخواهد زد و مانع به قدرت رسیدن خمینی نخواهد شد، اطمینان حاصل کردند. اما به نظر میرسد که خمینی در مذاکرات دستش را برای آمریکا رو نکرده بود. او به آمریکا �قولهای پوچ� داده بود و بعد از پیروزی انقلاب خواستار صدور انقلاب و مبارزه جهانی با آمریکا شد.[۱][۲] بنا به تحلیل گاردین، کارتر پیشبینی نمیکرد که روحانیون بتوانند حکومت کنند و میانهروها که به آمریکا نزدیک بودند را کنار زنند.[۳]

 تلاش برای ارتباط با آمریکا در دوران کندی[ویرایش]

در ژوئن ۲۰۱۶ بیسیسی بر اساس گزارش سازمان سیا مربوط به سال ۱۹۸۰، عنوان داشت که خمینی در ۱۹۶۳ برای رئیسجمهور وقت آمریکا جان اف. کندی پیام فرستاده بود.[۱][۲] خمینی در زمان ارسال پیام به دولت آمریکا، یعنی آبان ۱۳۴۲، در شمال تهران در حبس خانگیبود. با این حال، بدون اینکه ساواک متوجه شود، به کمک یک روحانی به نام �حاج میرزا خلیل کَمَرهای� پیامی به سفارت آمریکا در تهران فرستاد. متن کامل این پیامها هنوز از حالت طبقهبندی خارج نشدهاست، با این حال، در گزارش �اسلام در ایران� ِسازمان سیا، بخشهایی از آن دیده میشود.

در بخشی از این گزارش که مجموعاً هشتاد صفحه دارد، آمدهاست:[۱۰]

خمینی توضیح داد که او با منافع آمریکا در ایران مخالفتی ندارد. بر عکس، او اعتقاد داشت که حضور آمریکا در ایران برای ایجاد توازن در برابر شوروی و احتمالاً نفوذ بریتانیا ضرورت دارد. (...) او همچنین اعتقادش دربارهٔ همکاری نزدیک اسلام و سایر ادیان جهان به ویژه مسیحیت را توضیح داد. (...)

— گزارش �اسلام در ایران� سازمان سیا، منتشر شده در سال ۱

کنفرانس گوادلوپ در ۱۹۷۹[ویرایش]

نوشتار اصلی: کنفرانس گوادلوپ

در هفته اول ژانویه ۱۹۷۹ سران آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان به دعوت رئیسجمهور وقت فرانسه، والری ژیسکار دستن در جزیره گوادلوپ که جزء مستعمرات فرانسه بود برای بررسی مسائل سیاسی مهم جهان از جمله انقلاب ایران، در دیداری غیررسمی گرد هم آمدند. در کنفرانس گوادلوپ ژیسکار دستن و جیمز کالاهان نخستوزیر وقت انگلیس هم متفق بودند که شاه قادر به ادامه حکومت خود نیست و با توجه به نفوذ شوروی در منطقه احتمال بروز جنگ داخلی و قدرتگیری کمونیستها در ایران هست. جورج بال، از دیپلماتهای آمریکایی، در گزارشی به کارتر، ۵ وضعیت احتمالی جانشین حکومت شاه پیشبینی شده بود:

  1. مشروطه سلطنتی با حفظ شاه
  2. خلع شاه و ایجاد شورای نیابت سلطنتی موقت تا آمادگی پسر شاه برای حکومت
  3. جمهوری با رهبری علی امینی و کریم سنجابی و جلب حمایت مذهبیون
  4. جمهوری اسلامی با رهبری طرفداران خمینی
  5. حکومت نظامی.

تا هنگام کنفرانس راهحلهای اول و دوم شکست خورده بود و لذا بعد از اصرار ژیسکار دستن مبنی بر عدم امکان حمایت بیشتر از شاه، آمریکا روی گزینه سوم متمرکز شد و با پیشنهاد فرانسه در صدد برقراری ارتباط با خمینی در پاریس برآمد.[۱۳]

همچنین محمدرضاشاه در آخرین کتاب خود، پاسخ به تاریخ، عنوان داشتهاست که قدرتهای غربی در این کنفرانس رأی به برکناری او داده بودند.[۱۴]

آغاز دیدارهای نمایندگان خمینی و آمریکا در پاریس[ویرایش]

گری سیک، از اعضای سازمان امنیت ملی آمریکا در زمان روی دادن انقلاب اسلامی، نخستین کسی بود که روابط میان دولت آمریکا و خمینی را فاش ساخت. او در کتاب �همه سقوط میکنند� که در سال ۱۹۸۵ منتشر شدهاست، به اتفاقات منجر به سقوط دولت شاهنشاهی پرداختهاست.[۱۷] متن پیامها نیز توسط ابراهیم یزدی منتشر شده و بیبیسی نیز در گزارشی مبتنی بر اسناد سازمان سیا، به این دیدارها پرداختهاست.

کارتر در ۱۴ ژانویه ۱۹۷۹، دیداری میان وارن زیمرمن، یک دیپلمات آمریکایی حاضر در پاریس، با ابراهیم یزدی، فرستاده خمینی که پیش از این به عنوان نماینده آیتالله در آمریکا عمل میکرد، ترتیب داد.گری سیک مینویسد شاه و بختیار، هر دو از این دیدار با خبر بودند و از این جهت که باعث شود از خونریزیهای بیشتر جلوگیری شود، از این دیدار حمایت کردند.

به گفته یزدی، شخصی به نام �ساندرز� که خود را معاون وزارت امور خارجهٔ آمریکا در واشینگتن معرفی میکرد، با اقامتگاه آیتالله خمینی تماس گرفت. او عنوان داشت که به دلیل حساسیت اوضاع ایران، آمریکا مفید میداند که مستقیماً با نماینده خمینی در تماس باشد. یزدی میگوید که من در پاسخ به او گفتم که من در این رابطه تصمیم گیرنده نیستم. من مسئله را با آقای خمینی در میان میگذارم و بعداً تلفن بزنید تا پاسخ وی را به شما بدهم. ابراهیم یزدی ادامه میدهد که این مسئله را با آیتالله مطرح کردهاست و او نیز پس از موافقت، خود یزدی را به عنوان نمایندهاش برگزید.[۱۳]

ساندرز مجدداً تماس گرفت. خمینی به احمد، فرزندش، گفت همه را از اتاق بیرون کند زیرا این افراد �وارد نیستند�. یزدی میگوید حاضران در اتاق از او (یزدی) به خاطر این دستور آیتالله خمینی ناراحت شدند. ابراهیم یزدی ادامه میدهد که صادق خلخالی کسی بود که بیشتر از همه از اینکه مجبور بود از اتاق بیرون رود، ناراحت شده بود.[۱۳]

سیک مینویسد در همان زمان، ژنرال هایزر که در تهران بود، تلاش میکرد تا سران ارتش را قانع کند که با رهبران انقلاب تماس برقرار کنند. ژنرال عباس قرهباغی که جانشین ازهاری به عنوان رئیس ستاد بزرگارتشتاران شده بود، هایزر را تحت تأثیر قرار داد و هایزر معتقد بود که آمریکا باید به او اعتماد کند. ژنرال قرهباغی کسی بود که نخستین راههای ارتباطی میان سران ارتش و و رهبران مذهبی انقلاب را ایجاد کرد.گری سیک با این حال مینویسد که اعتماد هایزر به قرهباغی مقداری �سادهلوحانه� بودهاست.[۱۷]

زیمرمن نماینده دولت آمریکا در مذاکرات پاریس بود.

نخستین دیدار[ویرایش]

به گفتهگری سیک، در همان زمان که براون و برژینسکی پشت تلفن با هایزر در ارتباط بودند، یک وضعیت بسیار متفاوت در پاریس برقرار بود. در یک هتل کوچک خارج از شهر، وارن زیمرمن به عنوان نخستین مقام رسمی ایالات متحده با ابراهیم یزدی، یکی از فرستادگان رسمی خمینی دیدار کرد. یزدی به زیمرمن گفت که در حال حاضر، شورای انقلاب در تلاش است تا شرایط را برای استقرار یک دولت انتقالی که بتواند همهپرسی برگزار کند، مهیا کند.[۲۰]

یزدی از زیمرمن دربارهٔ نیروهای ارتش و ارتباط آمریکا با آنان سؤال کرد. او بسیار نگران یک کودتای نظامی بود. یزدی گفت که مردم ایران هرگز نخواهند پذیرفت که یک کودتای نظامی بدون دخالت آمریکا انجام پذیر است و از این گفت که این میتواند بسیار وضعیت را وخیم کرده و برای آمریکاییهای ساکن ایران خطرآفرین باشد. او گفت که خمینی از آمریکا انتظار دارد که تا با تمام توان جلوی چنین اتفاقی را بگیرد. یزدی همچنین دربارهٔ سفر شاه پرسید، اما زیمرمن اطلاعات خاصی نداشت تا به او بدهد. نخستین دیدار تنها بیست دقیقه طول کشید.[۲۱]

ابراهیم یزدی، در رابطه با این دیدار میگوید که زیمرمن پیام دولت آمریکا را از روی متن خواند و من هم به فارسی بر روی برگهای مینوشتم. متن پیام آمریکا به نقل از یزدی، این چنین بود:[۱۳]

بر اساس اطلاعات و گزارشهای سالیوان سفیر آمریکا در تهران، نظامیان ایران مسئله کودتا را بهطور جدی بررسی کردهاند. ژنرال هایزر مطمئن است که او آنها را از این امر منصرف کردهاست. (...) دولت من (یعنی آمریکا) معتقد است که بیانیهٔ آیتالله دائر بر اینکه ارتش را محافظت کنند خیلی خوب بودهاست. ارتش ایران خیلی خوب آگاهی دارد که تودهایها دعوت به عملیات مسلحانه کردهاند و ارتشیها ترس آن را دارند که یک عملیات حساب شدهای توسط تودهایها برای تحریک و درگیری بین ارتش و طرفداران آقا وجود داشته باشد. (...) رهبران نظامی، علائم و نشانههای جدی دادهاند که در صورت برگشت ناگهانی آقا به تهران برای �محافظت قانون اساسی� ممکن است وارد عمل شوند. به این دلیل است که دولت من معتقد است ضرورت اساسی دارد که نمایندگان صلاحیتدار آیتالله خمینی با رهبران نظامی ملاقات کنند که به یک تفاهم اساسی برسند. (...) علاوه بر این نظامیها آماده هستند که با نمایندگان صلاحیتدار آیتالله ملاقات کنند. این نظامیان عبارتند از ژنرال قرهباغی و فرماندهان نیروهای سهگانه. من به نمایندگی از جانب دولتم مایل هستم که تأکید کنم که این عمل بسیار اساسی بوده و ضرورتی فوری دارد. در این میان، دولت من امید و اصرار دارد که شما برنامهٔ بازگشت به ایران را به تأخیر بیندازید تا زمانی که (مذاکرات تهران) نتیجتاً به یک تفاهم برسد؛ که امکان بازگشت توأم با نظم و آرامش آیتالله فراهم شود. (...) دولت من همچنین امیدوار است که آیتالله از هرگونه عملی که منجر به سقوط بختیار میشود خودداری کنند. به نظر دولت من، (بروز) چنین وضعیتی (یعنی سقوط بختیار)، ممکن است باعث شود که نظامیان عصبانی شده و برای در دست گرفتن قدرت سریعاً وارد عمل شوند.

— پیام دولت آمریکا به نماینده آیتالله خمینی

پس از خوانش پیام آمریکا، یزدی عنوان داشت که او متن را یادداشت کردهاست و به خمینی اطلاع میدهد و دیگر چیزی رد و بدل نشد. یزدی مینویسد که پس از مشورت با خمینی، پاسخی که به پیام آمریکا داده شده بود، اینگونه بود:

اول اینکه گفتهاید که تودهایها برای برخورد مسلحانه تحریک میکنند چه سند یا مدرکی دارید که ارائه بدهید؟ این تحریکات از جانب خود ارتش است. آنها به دنبال بهانه هستند. همچنین به نظر ما، یک ائتلاف اعلام نشدهای بین ارتش و کمونیستها دیده میشود تا این بهانه به دست ارتش داده شود. هدف هماهنگ کمونیستها و ارتش لطمه به اعتبار جنبش اسلامی است. دوم اینکه روشن کنید که منظور از حرکت ارتش برای �محافظت قانون اساسی� چیست؟ آیا حفظ سلطنت است یا حفظ ارتش برای آینده؟ آیا نگرانی آنها و هدفشان �حفظ سلطنت است یا حفظ ارتش�، در صورت فرض دوم مسئله فرق میکند. سوم اینکه آیا درست است که آمریکاییها تمام وسایل را از بین میبرند، یا از کشور خارج میسازند؟

زیمرمن به یزدی گفت که پاسخ این سوالات را نمیداند و نیاز دارد تا از واشینگتن سؤال کند.[۲۲]

ابراهیم یزدی، در دوران اقامتی خمینی در نوفللوشاتو از مشاوران او بود.

پس از خروج شاه[ویرایش]

سیک بر این باور است است که در آمریکا همه، از ژنرال هایزر گرفته تا شخص رئیسجمهور، معتقد بودند که ترس از یک کودتای نظامی تنها چیزی است که میتوانست مانع اقدامات بعدی خمینی شود. پیامهای فرستاده خمینی نیز تأیید میکرد که آنان نگرانیهایی دربارهٔ کودتا دارند. سفیر سالیوان نیز در تهران همین نظر را داشت. او پس از خواندن گزارش نخستین ملاقات یزدی-زیمرمن، به زیمرمن توصیه کرد که در دیدار بعدی به یزدی بگوید که ارتش برنامههای جدی برای کودتا دارد. زیمرمن نیز در دومین دیدار با یزدی چنین کرد.[۲۱] در عصر ۱۶ ژانویه (اواخر دی ۱۳۵۷)، یزدی در یک دیدار ۵۰ دقیقهای پیام خمینی را که به فارسی نوشته شده بود و کلمه به کلمه ترجمه میکرد، برای نماینده آمریکا خواند. او از این گفت که آیتالله در حال حاضر برنامهای برای بازگشت به ایران ندارد.[۲۱]

در دومین دیدار، زیمرمن پاسخ سوالات یزدی را داد:

  1. موضع ارتش چیست؟ ما (آمریکا) نمیدانیم. از خود آنها باید پرسید. اما به نظر ما ارتش محافظهکار است و میخواهد آرامش را حفظ کند. مذاکره شما با آنان ضروری است.
  2. منظور از حفظ قانون اساسی چیست؟ باز هم ما نمیدانیم. (...) ما قویا به ارتش توصیه کردهایم عملی خلاف قانون اساسی مرتکب نشود. (...)
  3. در مورد وسایل نظامی فنی؛ جواب مطلقاً منفی است، ما میخواهیم که قدرت و یکپارچگی ارتش را حفظ کنیم. ما میخواهیم که نیروی ارتش وسایل فنی را که دولت ایران برای دفاع خود لازم میداند داشته باشد.

زیمرمن همچنین از این گفت مذاکرات میان نمایندگان خمینی و سران ارتش بسیار فوریت دارد و آمریکا میتواند در این مسئله کمک نماید. او توضیحاتی در رابطه با سخنرانی ساندرز در کنگره نیز ارائه داد و سپس، سوالاتی را از طرف آمریکا از آیتالله پرسید:

  1. سرنوشت سرمایهگذاریهای آمریکا در ایران؟
  2. آیندهٔ فروش نفت به غرب؟
  3. آیندهٔ روابط سیاسی، نظامی ایران با آمریکا؟
  4. روابط با شوروی؟

یزدی پاسخی به این سوالات نداد و مجدداً عنوان داشت که باید از روحالله خمینی جوابها را بپرسد.[۱۳]

ملاقات سوم[ویرایش]

دو طرف در روز ۱۸ ژانویه با یکدیگر دیدار کردند.[۲۲] یزدی ابتدا پیام خمینی به آمریکا را خواند که از آمریکا خواسته بود تا از بختیار حمایت نکند و برنامههایش برای ایجاد دولت انتقالی و تنظیم قانون اساسی جدید را توضیح داده بود. یزدی مدعی است که پاسخ خمینی به نماینده آمریکا بدین شرح است:

  1. سرنوشت سرمایهگذاریهای آمریکا در ایران؟ در شرایط فعلی از کم و کیف این سرمایهگذاری و ماهیت فعالیتهای آنان اطلاعات کافی نداریم. (...) نظر ما در این رابطه تنها بر اساس منافع خودمان خواهد بود.
  2. آیندهٔ فروش نفت به غرب؟ فروش نفت به غرب کماکان ادامه خواهد یافت. (...) ما به درآمد نفت نیاز داریم. (...) به قیمت عادلانه روز به هر کس که بخرد میفروشیم و ارز دریافت میکنیم نه چیز دیگری. ما فقط به آفریقای جنوبی و اسرائیل نفت نخواهیم فروخت.
  3. آیندهٔ روابط سیاسی، نظامی ایران با آمریکا؟ ما اساساً ضد هیچ کشور و ملتی نیستیم. ضد سیاستهای آنان علیه مصالح ملت خودمان و ظلم آنها هستیم. هرگاه روش دولت آمریکا برخلاف گذشته واقعبینانه شود و دست از دخالت در امور ما بردارد، ما با آنها روابط دوستانه خواهیم داشت. ما برای توسعهٔ کشاورزی و اقتصاد کشور به علوم و فنون و تکنولوژی غرب خصوصاً آمریکا نیاز داریم. با دوستی و احترام متقابل میتوانیم رابطه داشته باشیم. (...) سیاست خارجی ما بیطرفی مثبت است (...) ما نه به صورت ژاندارم منطقه عمل خواهیم کرد و نه به صورت صادرکنندهٔ انقلاب به سایر کشورهای منطقه. (...)
  4. روابط با شوروی؟ روابط با روسها، عیناً نظیر آمریکاست. ما از آنها هم سوابق تلخی داریم. (...) اما ما خود را با مردمی که به خدا معتقدند نزدیکتر حس میکنیم تا با ملحدین خدانشناس.[۱۳]

پس از آن، یزدی از این گفت که ایران پس از انقلاب برنامهای برای شرکت در اتفاقات منطقه نخواهد داشت.[۱۳] به گفتهگری سیک، خمینی همچنین قول داد که حقوق اقلیتهای مذهبی محفوظ خواهد ماند.[۲۲] زیمرمن سپس گفت: �شما گفتهاید که میخواهید به جنگ و خونریزی داخلی خاتمه دهید. ما هم موافقیم و کوشش داریم. اما ترس و نگرانی ما این است که قبل از تماس با ارتش و سایر عوامل مهم و قابل توجه، معرفی و اعلام دولت موقت انتقالی به بروز ریسکهای ثانوی منجر شود. علاقهمندیم نظریات آیتالله را بدانیم.�

همان روز از واشینگتن به هایزر و سالیوان پیام فرستاده شد که به تلاشها برای برقراری ارتباط میان نیروهای نظامی و مذهبی ادامه داده شود.[۲۳] دو روز بعد، آیتالله خمینی در گفتگو با مطبوعات فرانسوی کارتر را �شیطانیترین مرد روی زمین� خواند و از ارتش خواست تا با مردم همکاری کند.[۲۴]

ملاقات چهارم در ۲۴ ژانویه برابر با چهارم بهمن ۵۷ روی داد. زیمرمن در این دیدار به چهار مورد از جانب دولت خود اشاره کرد:

  1. هدف ما این است که ایران مستقل بماند و دخالتهای خارجی از بین برود. احساس میکنیم با آیتالله در این باره هم نظریم.
  2. به اعتقاد ما بر اساس قانون اساسی فعلی تمامی نیروهای اصلی میتوانند با آرامش در تنظیم سرنوشت مملکت شرکت و دخالت کنند.
  3. اگر این جریانات تعقیب و اجرا نشوند، یک حرکت و برخورد مستقیم خارجی، جدای از قانون اساسی ممکن است اتفاق بیفتد، با نتایج فاجعهآمیز آن برای تمامی نیروهای غیرکمونیست، از جمله برای عوامل مذهان. در این مورد از من خواسته شدهاست که توجه شما را به �بیانیه� جدید حزب توده جلب کنم که پشتیبانی خود را از شورای انقلاب و دولت موقت اعلام داشتهاست.
  4. هنوز شرایط برای بازگشت آیتالله فراهم نیست.[۱۳]

به گفتهگری سیک، یزدی در ادامه در رابطه با �یک حرکت و برخورد مستقیم خارجی� بحث کرد. او تأکید کرد که هرگونه اقدام ارتش به عنوان مخالفت آمریکا با انقلاب تلقی خواهد شد. او عنوان داشت که خمینی میخواهد به ایران بازگردد تا به ناآرامیها پایان دهد و از این گفت که دولت بختیار از نظر خمینی غیرقانونی است.[۲۵] یزدی به جز اشاره به پیام زیمرمن، توضیح دیگری در رابطه با این ملاقات ندادهاست.[۱۳]

ملاقات پنجم[ویرایش]

پنجمین و آخرین ملاقات در روز ۲۷ ژانویه برابر با هفتم بهمن ۵۷ برگزار شد.[۱۳][۲۶] در این دیدار، زیمرمن عنوان داشت که برخی افراد خود را به عنوان نماینده آیتالله معرفی کردهاند و با ما تماس گرفتهاند، دولت آمریکا ضروری میداند که خمینی از این مسئله آگاه شود. با اصرار یزدی، زیمرمن از شخصی به نام �نوربخش� نام برد. یزدی میگوید من از تماسهای میان شخصی به نام �مجتبی نوربخش� با آقای خمینی مطلع بودم، اما از اینکه او به عنوان نماینده خمینی درخواست ملاقات با مقامات آمریکایی را داشته، اطلاعی نداشتم. نماینده خمینی به زیمرمن پاسخ داد که تا جایی که او اطلاع دارد پاسخ منفی است، اما از خمینی خواهد پرسید و جواب قطعی را خواهد داد.[۱۳]

سپس یزدی پیام خمینی برای آمریکا را خواند.[۲۶] این پیام توسط بیبیسی،گری سیک و خود ابراهیم یزدی روایت شده.

در گزارش بیبیسی، آمدهاست.[۲۷]

شما خواهید دید که ما هیچ دشمنیای با آمریکاییها نداریم (...) شما خواهید دید که جمهوری اسلامی که مبتنی بر فلسفه و قوانین اسلامی است چیزی به غیر از [حکومتی] بشردوست نخواهد بود و به آرمان صلح و آرامش تمام بشریت کمک خواهد کرد (...)

— روحالله خمینی، به نقل از بیبیسی

اما یزدی بیبیسی را متهم به تحریف کردهاست و نوشته که خمینی گفته ما با �مردم آمریکا� مشکلی نداریم، درحالی که در گزارش بیبیسی آمدهاست که ما با �آمریکاییها� مشکلی نداریم.

متن این پیام به نقل از یزدی این چنین است:[۱۳]

بهتر است شما به ارتش توصیه کنید که از بختیار اطاعت نکند. دست از این حرکات بردارند. ادامهٔ این عملیات توسط بختیار و سران ارتش ممکن است فاجعهای بزرگ به بار آورد. اگر او و ارتش در امور دخالت نکنند و ما ملت را ساکت کنیم ضرری برای آمریکا ندارد. (...) وقتی من دولت موقت را اعلام کنم خواهید دید که رفع بسیاری از ابهامات خواهد شد و خواهید دید که ما با مردم آمریکا دشمنی خاصی نداریم

— روحالله خمینی، به نقل از ابراهیم یزدی

در این مقطع بختیار با بازگشت خمینی مخالفت میکرد و از طرحهایی برای مقابله با آن خبر داده بود از جمله فرستادن هواپیمای خمینی بهجزیره قشم تا در تهران برابر رسانهها قرار نگیرد. سیک مدعی شده برخی ژنرالهای ارتش شاهنشاهی پیشنهاد داده بودند تا خمینی و همراهان او در قشم بازداشت شوند و ۵۰ هزار نفر از حامیان مردمی او در یک حمله رعدآسا کشته شوند.[۲۸] خمینی البته عنوان داشت بستن فرودگاهها مانع از ورود او به ایران نخواهد شد زیرا طرفداران او، اعم از نظامی و غیرنظامی منتظر هستند تا او دستور دهد تا فرودگاهها را به �زور� باز کنند.[۱۳]

سایر دیدارهای فرستادگان خمینی و نمایندگان آمریکا[ویرایش]

روابط نمایندگان خمینی با سفیر آمریکا در ایران[ویرایش]

سالیوان (نفر چهارم از سمت راست) به همراه جیمی کارتر در نشستی با محمدرضا شاه

بیبیسی همچنین گزارش داد که در نهم نوامبر ۱۹۷۸ (آذر ۵۷)، ویلیام سالیوان، سفیر وقت آمریکا در ایران، به کابینه کارتر اطلاع داده که �کار شاه تمام است�. سالیوان به کارتر توصیه کرد که هرچه سریعتر شاه و مهمترین ژنرالهایش را از ایران خارج کرده و با خمینی و ژنرالهای کم نفوذتر به یک توافق دست پیدا کند.

سالیوان پس از دیدار با ابراهیم یزدی، از این گفته بود که �یزدی برخلاف بسیاری از مخالفان دیگر درک میکند که بزرگترین مانع تأسیس حکومت آینده، ژنرالهای شاه هستند نه بختیار.�[۲۹]

در گزارش سالیوان آمدهاست که �یزدی تا حدی مانند خمینی کوچک میماند. آرام است؛ ملایم صحبت میکند و بسیار بسیار باهوش است�. ابراهیم یزدی در خانه برادرش در تهران، با دستیار سالیوان یعنی ورج لمبراکیس دیدار کردهاست. دستیار سالیوان از این گفته بود که یزدی انتظار دارد که آمریکا ژنرالهای ارتش را تشویق کند که دست از �وفاداری قبیلهوار� به شاه بردارند، زیرا او آنان (ژنرالها) را خطری بلند مدت برای جمهوری اسلامی میدید.

چند روز بعد از پیروزی انقلاب، چهار تن از ژنرالهای بلندپایه ارتش به حکم صادق خلخالی و به تأیید خمینی اعدام شدند. این افراد که در ساعت ۱۱ روز ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ اعدام شدند، سرلشکر منوچهر خسروداد (فرمانده هوانیروز)، سرلشکر رضا ناجی (فرماندار نظامی اصفهان)،ارتشبد نعمتالله نصیری (رئیس پیشین ساواک) و سپهبد مهدی رحیمی بودند. دو روز پیش از اعدام، گزارش بازجویی آنان از تلویزیون پخش شد. سفیر آمریکا در گزارش خود در این رابطه، نوشتهاست:[۲۹]

عصر ۱۲ فوریه (۲۳ بهمن) ملت در تلویزیون با نمایش هولناک بازجویی دو ساعته از رئیس پیشین ساواک، نصیری (که خون از سرش میچکید و از قفسه سینهای که معلوم بود شکسته، صدای خرخر میآمد) و فرماندار نظامی، رحیمی روبهرو شدند. (...) بازجوی بیرحم، دوست ما ابراهیم یزدی بود.

— ویلیام سالیوان

دیدار سالیوان با موسوی اردبیلی و بازرگان[ویرایش]

بر اساس اسناد منتشر شده، سفیر آمریکا، ویلیام سالیوان، همچنین با موسوی اردبیلی و مهدی بازرگان نیز دیدار داشتهاست. مکان این دیدار دو ساعته که در چهارم بهمن ۱۳۵۷ روی دادهاست، مشخص نیست اما عباس امیر انتظام در خاطراتش ذکر کرده که دو طرف در خانه فریدون سحابی (پسر بزرگ یدالله سحابی، از رهبران نهضت آزادی) در محله قیطریه تهران دیدار داشتهاند. سالیوان در ابتدا انتظار داشته که با بازرگان و بهشتی ملاقات کند، اما با بازرگان و �چهرهای ناآشنا� روبرو شدهاست.[۳۰]

عبدالکریم موسوی اردبیلی، که بر اساس اسناد منتشرشده، سفیر آمریکا، ویلیام سالیوان، با او دیدار داشتهاست.

ویلیام سالیوان که خود از طرفداران برکناری شاه و سازش میان انقلابیون و ارتش بود، هجدهم دی همان سال در گزارشی به واشینگتن نوشته بود: �روحانیت برای کمک به احیای ثبات در بخش عمومی در حال سازمان یافتن است. حتی اگر برای لحظهای بازرگان را هم کنار بگذاریم، بخش قابل ملاحظهای از مخالفان در صورتی که شاه برود به گذار سیاسی مسالمتآمیز متعهد هستند�. اینگونه که پیداست، سفیر آمریکا پس از این دیدار حتی نسبت به قبل هم به روحانیون خوشبینتر هم شده بود. او در توصیف �ملا موسوی� به واشینگتن نوشت: �افراطی نیست و به نظر میرسد پذیرای منطق باشد�.

بنا بر این اسناد، موسوی اردبیلی در این دیدار به سالیوان گفتهاست:

قانون اساسی فعلی هنوز معتبر است (...) و تجمعات و اعلامیهها نمیتواند مبنای قانونی دولت خمینی باشد.

— موسوی اردبیلی، در دیدار با ویلیام سالیوان

مهدی بازرگان و روحالله خمینی

سالیوان بازرگان را �قد کوتاه�، �مهربان� و �صادق� توصیف کردهاست، اما از این گفته که او �محکم� و �بانفوذ� نیست. در ادامه گزارش سالیوان به واشینگتن آمده: �موسوی فقط فارسی و عربی صبحت میکند، به همین دلیل گفتگو به زبان فرانسه با بازرگان انجام شد و بازرگان هم برای ملا ترجمه کرد (...) بازرگان چیز زیادی نداشت که بگوید و با حالتی بسیار محترمانه به عنوان رابط رهبری دینی رفتار کرد�. سفیر سابق آمریکا ادامه میدهد: �باوجود این استدلالها، موسوی اذعان کرد که قانون اساسی فعلی هنوز معتبر است؛ نیروهای مسلح قانونی هستند؛ تجمعات و اعلامیهها نمیتواند مبنای قانونی دولت خمینی باشد؛ باید مانع درگیری نیروهای مسلح و هواداران خمینی شد و این خطر هست که شوروی از برنامه تشکیل دولت موقت سوءاستفاده کند. طرفداران خمینی میتوانند بهطور اصولی با خواسته بختیار برای برگزاری انتخابات آزاد موافقت کنند�.

سالیوان همچنین به نمایندگان روحالله خمینی هشدار داد که مقابله با دولت بختیار میتواند به جنگ داخلی منجر شود. او در گزارشش به کاخ سفید در این رابطه نوشته: �به نظر رسید که آنها کاملاً از این مسئله باخبرند و گفتند که امیدوارند که از درگیری جلوگیری شود�.

مهدی بازرگان نیز این دیدار را در کتاب خاطراتش تأیید کردهاست. او مینویسند:

آنها را آماده برای قبول اصولی یک رفراندوم ملی راجع به تغییر قانون اساسی از مشروطیت سلطنتی به جمهوری اسلامی دیدیم. تنها اختلافمان بر سر دعوت کننده رفراندوم مربوطه بود که دولت بختیار باشد و ما نظارت نمائیم یا بالعکس.

— مهدی بازرگان

با این حال، در اسنادی که پس از تصرف سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیروی خط امام منتشر شد، هیچ اشارهای به این دیدار نشدهاست.[۳۰]

سایروس ونس، وکیل آمریکایی و وزیر امور خارجهٔ آمریکا در دورهٔ رئیسجمهورجیمی کارتر از ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۰ بود. پیش از آن، وی وزیر جنگ و معاون وزیر دفاع این کشور بود.

گزارش سایروس ونس[ویرایش]

این گزارش فاش کرد که در ژانویه ۱۹۷۹ (دی ۵۷)، سایروس ونس، وزیر خارجه دولت کارتر، در پیامی به سفارتهای آمریکا در تهران و پاریس نوشت:

ما به این نتیجه رسیدیم که برقراری یک ارتباط مستقیم با اطرافیان خمینی تصمیم بسیار خوبی است.

— سایروس ونس

سایروس ونس همچنین در دیدار یک ساعت و نیمه نماینده خمینی، شهریار روحانی، با مقامات ارشد وزارت خارجه نیز حضور داشت. او به کاخ سفید نوشت شهریار روحانی از این گفته �رهبری انقلاب را شخصیتی صاحب کرامت برعهده دارد که قدرت را در دست نخواهد گرفت و مانند لنین و مائو تسهتونگ ماهیت دموکراتیک مبارزه را تغییر نخواهد داد�.[۲۷]

دیدار با اندرو یانگ[ویرایش]

دو نماینده خمینی، یعنی شهریار روحانی و رضا صدر، روز پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با اندرو یانگ، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد دیدار کردند. یانگ پس از این دیدار، در گزارشی به کاخ سفید مینویسد:[۲۹]

روحانی توضیح داد که نهضت را رهبری با جذبه هدایت میکند که همچون گاندی نمیخواهد در دولت حضور داشته باشد، بلکه مانند یک چتر در دوران گذار سیاسی به حفظ انسجام و مسیر نهضت کمک خواهد کرد.

— اندرو یانگ، در گزارش به کاخ سفید پس از دیدار با نمایندگان خمینی

شهریار روحانی در این دیدار گفته بود: �رهبران نهضت هیچ تمایلی به انتقام گرفتن ندارند. افسرانی که میخواهند در ایران بمانند میتوانند مشمول عفو شوند.�[۲۹]

سفر ژنرال هایزر به ایران[ویرایش]

ژنرال هایزر، فرستاده نظامی کارتر که ۱۴ دی ۱۳۵۷ وارد ایران شد و بامداد ۱۴ بهمن کشور را ترک کرد.[نیازمند منبع]

رابرت هایزر، ژنرال چهار ستاره آمریکایی در آستانه انقلاب به تهران سفر کرد و در هفدهم بهمن از کشور خارج شد. این سفر در ظاهر برای نشان دادن پشتیبانی آمریکایی از شاه به ایرانفرستاده شده بود، اما بیبیسی میگوید که او برای جلوگیری از کودتای نظامی به تهران سفر کرده بود.گری سیک نیز مامورت هایزر را ایجاد ارتباط میان طرفداران خمینی و سران ارتش عنوان میکند. اندرو اسکات کوپر، مورخ آمریکایی که تلگرافهای هایزر از تهران به واشینگتن را بررسی کردهاست، هدف او را جلوگیری از کودتای نظامی میداند.[۳۱] با این حال خود هایزر این مسئله که او برای هموار کردن سقوط شاه به تهران سفر کرده بود را تکذیب میکند، هرچند گزارش او از تهران به واشینگتن از حالت طبقهبندی خارج نشدهاست.[۲] محمدرضاشاه پهلوی همچنین باور داشت که هایزر منجر به سقوط او شد. وی در کتابش گفتهای از ژنرال ربیعی را نقل میکند که وی عنوان داشته که �ژنرال هایزر شاه را مانند موش مردهای از ایران بیرون انداخت�.[۱۴]

به گفتهگری سیک، هایزر در گزارش خود به کاخ سفید اطلاع داد که به صورت روزانه، دست کم پانصد تا هزار نفر از ارتش فرار میکنند. با این حال، او معتقد بود که این عدد در مقابل تعداد اعضای ارتش که نزدیک به نیم میلیون نفر بودند، چندان مسئله جدیای به حساب نمیآمد. اما در پاریس، خمینی این مسئله را از دست رفتن آخرین امید شاه میدانست:[۱۷]

شاه قطعاً ارتش را از دست خواهد داد، و با از دست دادن ارتش، آخرین امیدش را هم از دست میدهد.

— روحالله خمینی، به نقل از کتاب �همه سقوط میکنند�

یک روز پیش از ترک ایران توسط شاه، برژینسکی نیز به هرولد براون، وزیر دفاع آمریکا، در تیمی که از طریق تلفن با هایزر در ارتباط بودند، اضافه شد. هایزر به برژینسکی گزارش داد که سران ارتش با خروج شاه بسیار مضطرب هستند. برژینسکی پرسید که آیا نیروهای مسلحهیچ برنامهای برای روزهای پیش رو در صورت شکست خوردن بختیار دارند یا خیر؟ و هایزر پاسخ داد که تمام گزارشهایی که پیش از این در این باره منتشر شدهاست، کذب است و آنان تنها در چهار، پنج روز اخیر شروع به برنامهریزی کردهاند.[۲۰] هایزر به واشینگتن اطلاع داد که او به روشنی به سران ارتش گفتهاست که تنها در صورتی باید دست به اقدام نظامی بزنند که �نخستوزیر بختیار اعلان وضعیت اضطراری کند� و نظامیان برای برقراری ثبات به او یاری رسانند.[۳۱]

به گفته کوپر، بر اساس گزارشی که وزیر دفاع براون به کارتر دادهاست، سپهبد امیرحسین ربیعی، فرماندهٔ نیروی هوایی ایران، در بیست و دوم دی ماه به هایزر اطلاع دادهاست که نیروهای نظامی برنامه دارند تا پس از خروج شاه کنترل اوضاع را در دست بگیرند، اما ژنرال هایزر به شدت آنان را از این تصمیم برحذر داشتهاست. در گزارش براون آمدهاست که �نظامیان را به پشتیبانی قاطع از بختیار برای تشکیل یک دولت واقعی و تلاش در بازگرداندن نظم به کشور فرا میخواند. ربیعی با اکراه این طرح را میپذیرد�.[۳۱]

براون در گزارش به کارتر، از این مذاکرات میان نظامیان و اسلامگرایان که توسط هایزر ترتیب دادهاست، میگوید: �با اصرار و فشار هایزر مذاکرات گستردهای برای اینکه نظامیان همکاری نزدیکی با برخی رهبران مذهبی داشته باشند، صورت گرفت. ربیعی، با این حال، همچنان علاقهای به این کار نشان نمیداد�.[۳۱]

ترور میکونوس...

ما را در سایت ترور میکونوس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 11:50

صفحه بندی